تبليغاتX
آمایش سرزمین

آمايش‌ سرزمين‌ و برنامه‌ريزي‌ منطقه‌اي‌‌ اجتماعی قسمت اول

در اين‌ اثر كوشش‌ شده‌ است‌ تا با تبييني‌ نظري‌ از توسعه‌ انساني و آمايش سرزمين‌، جغرافياي‌ فرهنگي‌، زيست ‌بوم‌ و موزائيك‌ انساني ‌براي دستيابي به‌ سازماندهي فضايي بخش اجتماعي و فرهنگي، به شاخص هاي‌ كمّي‌اي‌ بپردازيم‌ كه‌ معيارهاي‌ توسعه‌ اجتماعي‌ ـ فرهنگي‌ به‌ شمار مي‌روند.

از اين‌ روي‌ براي‌ سنجش‌ درجه‌ برخورداري‌ امكانات‌ فرهنگي ‌استان هاي‌ كشور، از 23 شاخص‌ كمّي‌ فرهنگي‌ يونسكو (كتابخانه‌ها، رسانه‌ها، آموزش‌ عالي‌ و...)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 14:2  توسط خودم  | 
آباده

تاريخچه شهر آباده

قدمت اين شهر به بيش از هزارسال مي رسد.اما توسعه و ترقي آن تقريبا“ از زماني كه كريمخان زند شيراز را پايتخت ايران كرد شروع شد. آثار قلعه هاي قديمي مانند قلعه كهنه, قلعه نارنجي و قلعه شيرازي هنوز دراطراف اين شهر ديده مي شود.

آباده را قبايل گرجه اي و پرندي بنا كردند, ‌اما اهميت و اعتبار آن به دوره كريمخان زند باز مي گردد. ظاهرا“به دستور او بود كه اين شهر آباده ناميده شد. آباده به دليل استقرار در مسير كوچ ايل قشقايي  حائز اهميت است .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 23:21  توسط خودم  | 

24دوره انتخابات مجلس شورای ملی در گفتگو با دکتر جمشید صداقت کیش

االهه توکلی/ بررسی دوره های مختلف مجلس شورای ملی در ایران نشان می دهد که روند کاندیداتوری، انتخاب شدن و فعالیت نمایندگان در مجلس جزء غیر اصولی ترین نمونه های انتخابات در دنیاست.
با اندکی دقت و کنجکاوی در علت این امر می توان پی برد که حکومت ها در بروز چنین پدیده ای، نقش اساسی داشته اند زیرا با انواع فشارها و تقلب ها، خواسته های خود را اجرا و تحمیل کرده اند، ولی به نظر می رسد نقش مردم نیز کمتر از حکومت ها نبوده است.
یقیناً اگر هر ایرانی به این باور می رسید که یک فرد است و دارای یک رأی مستقل و آزاد، که به هیچ وجه آن را بازیچه دسیسه های سیاسی و انتخاباتی قرار نمی دهد، قطعاً هرقدر هم حکومت های مستبد تلاش می کردند نمی توانستند به نتایج دلخواه خود برسند، زیرا عدم تمکین مردم با خواسته های حکومتگران زورگو قطعاً رسوایی آنان را در پی داشت. ایرانیان با اینکه حدود یک قرن است به دنبال دستیابی به حقوق انسانی خود هستند، ولی هیچ گاه نتوانسته اند آنچه را، که پس از مبارزات فراوان و پرداخت هزینه های گزاف به دست می آورند، حفظ نمایند؛ زیرا عادتاً پس از پیروزی همه چیز را تمام شده تلقی می کنند و نقش تعیین کننده خود را فراموش می نمایند. 24 آذرماه 1385، انتخابات سومین دوره شوراهای اسلامی شهرها، روستاها، ... و چهارمین دوره مجلس خبرگان بهانه ای برای بررسی روند انتخابات و رأی گیری پیش از انقلاب اسلامی شد. آنچه در پی می آید گفت و گویی با دکتر جمشید صداقت کیش، پژوهشگر برتر سال 82 و صاحب به ویژه مقاله ای پیرامون نمایندگان شهرستان آباده در مجلس شورای ملی است.
- تاریخ انتخابات در ایران به چه سالی برمی گردد و کم و کیف آن چگونه بوده است؟
از دوره اول مشروطیت، در ایران انتخابات داشته ایم و مجلس اول شورای ملی در مهرماه 1285 تشکیل شده که توسط محمد علیشاه به توپ بسته شد. طبق اظهارنظرهای صورت گرفته، سالمترین و پاکترین دوره نمایندگی مجلس شورای ملی قبل از انقلاب، دوره اول بوده است و دیگر هیچ وقت.
علت سلامت انتخابات، صنفی بودن انتخابات بوده به شکلی که هر صنف نماینده ای به این مجلس می فرستاده است و مردم به راحتی می توانستند انتخاب کنند چراکه مثلاً می دانستند در صنف قناد، چه کسی بهترین است. در دوره اول مجلس شورای ملی، حتی برای ایل قشقایی هم نماینده وجود داد و چون به نظر مردم عادی قشقایی، ایلخانی بهترین است و رقیبی ندارد، تلقب هم در انتخابات صورت نمی گیرد.
- زنان از چه تاریخی در انتخابات شرکت کردند؟ آیا زنان نماینده ای در مجلس شورای ملی داشتند؟
به اصطلاح انقلاب شاه و ملت در سال 1341 آزادی زنان را به رفراندوم گذاشت و پس از اینکه رفراندوم، صوری جواب مثبت گرفت. حق رأی زنان مطرح شد اما جالب است بدانید همین طور که در حال حاضر آمار جمعیت زنان از مردان بیشتر است، در آن تاریخ نیز آمار زنان از مردان بیشتر بوده و رژیم شاه از این موضوع استفاده تبلیغاتی کرده و گفته است که زنان بیشتر از مردان رأی داده اند در حالی که جمعیشتان نیز بیشتر بوده است. زنان نماینده و سناتور داشتند. باید اضافه کنم شرط آزادی رأی دادن، دلیل بر تفکر دموکراسی نیست یعنی اگر آمار با سوادان ایران را در سال 41 به بعد نگاه کنید که حدوداً 70 درصد و به قول رژیم 60 درصد است، زن بیسوادی که در انتخابات شرکت می کند حتماً و لزوماً نماینده درستی انتخاب نمی کند، چون آدم بیسواد زود تحت تأثیر قرار می گیرد.
- در شرایطی که طبق مقاله حضرتعالی، آراء از وزارت کشور دیکته می شده است، مردم با یأس از انتخابات و سیاست دور شده اند یا در صحنه حضورداشته اند؟
در سال 47 به دیدن یکی از دوستانم در شرکت کودشیمیایی فارس در تهران رفته بودم، مشاور آن سازمان یک آمریکایی بود و بحث را به انتخابات کشید و گفت: چرا شما تحصیل کرده ها رأی نمی دهید و در انتخابات شرکت نمی کنید؟ در پاسخ به وی گفتم: ما چه رأی بدهیم و چه ندهیم، آن کس که بایستی، سر از صندوق به درمی آورد. وی گفت: اما شما حتماً باید رأی بدهید و نقش خود را مؤثر نمایید، نباید بی تفاوت باشید، خود را در سرنوشت مملکتان سهیم بدانید و نتیجه قطعاً مثبت خواهد بود گفته اش برایم بسیار جالب بود. اما حایز اهمیت است که بسیاری از افراد در آن زمان مجبور به رأی دادن بودند.
- در مقاله تان، بررسی 15 دوره مجلس شورای ملی به چشم می خورد و از بررسی 24 دوره ای آن توسط شما نیز باخبریم. دراین مدت چه تعداد از نمایندگانی که به مجلس شورای اسلامی راه یافته اند، مردمی اند؟
به جرأت می توان بگویم در 24 دوره مجلس شورای ملی، هیچ نماینده مردمی به مجلس نرفته است. در یک دوره قوام السلطنه یکی از نخست وزیران معروف ایران با 2 هزار و 698 رأی نماینده آباده در مجلس شورای ملی می شود و اسم او از صندوق رأی در مشهد هم بیرون می آید که چون مشهد شهر بزرگتری بوده، نمایندگی آن را می پذیرد.
- کسی اعتراض نمی کند؟
اعتراض ها در سینه معترضین خفه می شود. حتی پسر 13 ساله ای به رئیس شهربانی گفته بود که من به دایی خود رأی داده ام در حالیکه یک رأی هم نیاورده است و از رئیس شهربانی کشیده خورده بود.
- سلامت انتخابات چگونه بوده است؟
صفر، سلامت انتخابات صفر.
- اصطلاح انتخابات کوپنی، اصطلاحی است که پس از جنگ جهانی در ایران متداول می شود، آیا این مسأله به خرید و فروش رأی اشاره دارد؟
انتخابات کوپنی ناشی از آن بود که ایادی انگلیس در ایران برای خرید رأی به نفع طرفداران قوام کوپن می داده است (دوره پانزدهم). و البته رأی از یک تا 50 تومان خریده شده و این تئوری را 40 سال پیش مطرح کرده است که آدمی که حقوق اقتصادی ندارد، نمی تواند حقوق سیاسی داشته باشد و وقتی من به 50 تومان محتاجم، حاضرم با فروش رأی خود، نیازم را برطرف سازم. حقوق اقتصادی مقدم بر حقوق سیاسی است، این طور نیست؟
- قطعاً تقلب های دیگری هم در انتخابات صورت می گرفته است؟
استفاده از شناسنامه مردگان، عوض کردن آراء صندوق ها، خواندن آراء به صورت نظر خودشان که مثلاً اگر فامیل یک کاندیدا زمانی بوده و یکی ربانی، خواندن ربانی به نام زمانی یا برعکس بسیار ساده است و اثبات درستی آن هم پیچیده. در دوره رضاشاه، وزارت کشور نمایندگان را مشخص می کرده و از سال 1335 و با تأسیس ساواک، تصمیم شاه و ساواک ملاک انتخاب نمایندگان مجلس شورای ملی بوده است.
- از اجبار به شرکت در انتخابات سخن گفتید. وضعیت آراء باطله چگونه بوده است؟ آیا کسانی که مجبور به شرکت بودند، رأی باطله به صندوق ها ریخته اند؟
نکته مهمی است که دراین رأی گیری ها هرگز آراء باطله بررسی نشده که اگر می شد تمام انتخابات را زیر سئوال می برد. من خود در آباده در دوران پس از مرداد 32، یکبار که در کوچه حسینیه پشت در یکی از اتاق های حسینیه که پنجره آن باز بود و آراء خوانده می شد جزو جمعیت ایستاده بودم شنیدم که یکی از رأی ها به نام حضرت عباس بود! طبیعتاً چون افرادی مجبور به شرکت در انتخابات بوده اند ولی به آن ایمان نداشته اند، رأی باطله به صندوق ریخته اند.
- روند انتخابات، غم انگیز شد و تجربه سال ها دموکراسی ایران زیرسئوال رفت. همه این سال ها تجربه، یعنی هيچ ؟
البته در روند دموکراسی همواره و در سراسر جهان این ریخت و پاش ها وجود داشته است. اسنادی وجود دارد که مثلاً در آمریکا در دوره هایی هر مرد شلاق به دست، 400 نفر را برای رأی گیری به پای صندوق می آورده است.
- نظام رأی گیری در ایران چگونه بوده است؟
 در نظام رأی گیری، فرمانداری از همه بیشتر نقش داشته و انجمن نظاری که فرمانداری انتخاب می کرده است، بسیار مهم بوده اند و به همین دلیل هم سریعاً موفق می شدند انتخابات را به شیوه خود برگزار کنند چون مهره های انجمن نظار در دست فرماندار بوده است.
- طرح این مسایل معمولاً محرمانه، به رمز و یا غیررسمی صورت گرفته است. چگونه رسوایی این دوره های انتخاباتی، آشکار شد؟
در آن زمان کسی جرأت نمی کرد پرونده وزارت کشور را مطرح کند و بعد از تغییر رژیم و انقلاب اسلامی است که همه چیز کشف یا همان رسوا شد.
به دستور مصدق 3 نفر مأمور بررسی پرونده دستور العمل های دوره رضاخان پهلوی می شوند که پیش نویس تلگراف های رمز در آن بوده است و اینها به دست کسی به نام شمس الدین امیر اعلایی می افتد که آنها را پس از انقلاب منتشر کرد. بعضی چیزها هم، خیلی آشکار و هویداست مثلاً وقتی یک نماینده غیربومی برای اولین بار در ایام انتخابات به یک شهر می آید و کاندید می شود و نماینده می شود پیداست که چه اتفاقی افتاده است. البته مردم مبارزه هم کرده اند، شاید مبارزه به مفهوم امروزی آن نباشد، اما تحصن، تلگراف به تهران و... که متأسفانه هیچ اثری در پی نداشته است.
- انحلال انتخابات به دلیل تقلب، از سوی حکومت ها نیز صورت گرفته است؟
در سال 1341 خود شاه به دلیل تقلب زیاد در انتخابات، انتخابات را منحل اعلام می کند. شما ببینید چقدر شور بوده که مجبور به منحل کردن آن می شوند.8 - تا سال 57، حدود 72 سال از انقلاب مشروطیت می گذشته، در طول این 72 سال و به طور کلی، تجربه دموکراسی در ایران را چگونه می بینید؟

72 سال خواسته ایم دموکراسی را تجربه کنیم و واقعاً از نظر علمی ـ اجتماعی ناموفق بوده ایم و می شود گفت: تنها ادای دموکراسی را درآورده ایم. شاید به همین دلیل باشد که یکی از تئوریسین های آلمانی اظهار نظر می کند که حزب و دموکراسی از شرق نیست.
 
یادم می آید که وقتی سیستم رأی گیری در آمریکا برای نخستین مرتبه با کارت الکترال انجام گرفت، مطبوعات آن روز ایران، مطالبی در این مورد نوشتند اما مجله توفیق کاریکاتوری کشیده بود که در آن یک نفر آمریکایی و یک سپور ایرانی دیده می شد. فرد آمریکایی گفته بود: ما آنقدر پیشرفت کرده ایم که ظرف 24 ساعت نتیجه انتخابات ما مشخص می شود و معلوم می شود نمایندگان ما چه کسانی هستند. سپور ایرانی هم جواب داده بود که خدا پدرت را بیامرزد. ما خیلی از شما پیشرفته تر هستیم، آنقدر که از شش ماه پیش از انتخابات می دانیم نمایندگان ما چه کسانی هستند!
- حدود 100 سال از اولین انتخابات در ایران می گذرد و ایران تا 24 آذرماه سومین دوره انتخابات شوراها و چهارمین دوره انتخابات مجلس خبرگان را به صورت همزمان برگزار می کند. در انتخابات شرکت می کنید؟
وظیفه هر ایرانی است که حتی اگر به انتخابات ایمان نداشته باشد، رأی بدهد. حتماً رأی می دهم، چرا ندهم؟

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 20:21  توسط خودم  | 

علامه حاج شیخ محمد جعفر آباده ای

علامه حاج شیخ محمد جعفر آباده ای فرزند حاج صفی الدین در سال 1200 (ه.ق) ، در حدود 228 سال پیش در شهر صغاد متولد شد. پدر وی از علمای عصر خود بوده و حاج محمد جعفر در دوران کودکی از محضر پدر کسب علم و دانش نموده و مقدمات و اصول را فرا می گیرد و برای ادامه تحصیل به حوزه علوم دینی اصفهان می رود و در آنجا در زمره طلاب علوم دینی در می آید و از محضر اساتید آن زمان کسب فیض

 نموده است. نام برخی از اساتید وی عبارتند از:

 

1)        آیت الله سید محمد باقر شفتی معروف به حجه الاسلام

 

    2)    آیت الله حاج محمد ابراهیم کلباسی

 

3)   سید محمد مجاهد کربلایی

 

4)   حاج محمد بید آبادی

 

ایشان پس از مدتی از اساتید خود گوی سبقت را می رباید و در شمار مجتهدین و علمای  معروف قرن سیزده قرار می گیرد و در همان زمان به مفتی اصفهان مشهور می گردد. چنانچه بزرگ ترجمه دان علما سید محمد باقر خوانساری در کتاب روضه الجنات چنین می گوید:

 

((الفاضل الفقیه البینه المعاصر مولانا الحاج محمد جعفر بن صفی الدین الآباده ای الفارسی المفتی اصفهان)) (فاضل فقیه و آگاه هم عصر ما حاج محمد جعفر فرزند صفی الدین آباده ای فارسی مفتی اصفهان){و مفتی یعنی کسی که در فتوا مرجعیت تمام دارد}

 

شاگردان معروف حاج محمد جعفر آباده ای

 

از معروف ترین شاگردان ایشان ،علامه مجتهد آقا سید رضی لاهیجی وسید محمد کاظم یزدی صاحب کتاب (( العروه الوثقی)) را می توان نام برد

 

.

 

وفات علامه گرانسنگ حاج محمد جعفر آباده ای

 

 

عالم بزرگ شیعه و مرجع تقلید شیعیان آیت الله حاج محمد جعفر آباده ای در سن 81 سالگی مصادف با 19 رمضان سال 1281 (ه.ق) بدرود حیات می گوید. قبر وی در تکیه فولاد حاج محمد جعفر در تخت فولاد اصفهان جنب مسجد رکن الملک واقع شده است. آمده است که از شاعر معروف اصفهان ((پرتو)) سال وفات وی را سوال می نمایند که چنین می سراید:

 

حیف از حاجی محمد جعفر کان   گمرهان را سوی حق بردی به ره

 

سال تاریخش شد از پرتو سوال         گفت (( الهم نور مضجعه))

 

{که مضجعه به حروف ابجد می شود1280}

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 20:20  توسط خودم  | 

لاشیدون

استان فارس، سرزمین غریبی است و بی گمان مام ایران. این خطه بیشتر با نام تخت جمشید و پاسارگاد و به طورکلی هخامنشیان عجین شده است در حالی که این استان آثار بی شمار باستانی مربوط به دوره های مختلف تاریخی را در دل خود حفظ کرده است.

علاوه بر بناهای تمدنی دوران زند و قاجار که شیراز را به شهر فاخری در زمینه میراث فرهنگی تبدیل کرده است می توان به آثار برجای مانده در شهرهایی چون اقلید،آباده و سورمق و... اشاره کرد که با آثار یگانه ای از دوران ساسانیان، جایگاه ویژه خود را می طلبد.

معلوم نیست چرا دوران ساسانیان در تاریخ ایران بعداز انقلاب مورد غفلت های فراوانی قرار گرفته است در حالی که این دوران بعد از هخامنشیان اوج دوران تمدنی ایران به شمار می رود.

نوروز امسال فرصتی شد تا از "سورمق" که به نام باستانی "سرمق" نیز شناخته شده است  بازدیدی داشته باشیم. این شهر که در 250 کیلومتری شمال شیراز واقع شده آثاری از دوره ساسانیان را در خود جای داده است.

سورمق در همسایگی شهرهای آباده، اقلید، ابرکو یا ابرقو و خرم بید قرار دارد و غالب این شهرها در دوران باستان سکونتگاه زرتشتیان بوده است.

در شمال سورمق و بالاتر از روستاهای باقرآباد و دشت بیضا در بالای کوهی که در دوران ساسانیان موقعیتی استراتژیک داشته است بقایای قلعه ای نظامی به نام قلعه گبری به چشم می خورد که در اثر غارت باد و باران و جویندگان گنج در معرض نابودی کامل قرار دارد.

در دامنه همین کوه دو قبرستان و یک زیارتگاه وجود دارد که بر اساس نام و شواهدی که از آن پیداست قصه جنگی خونین را در دشت سبز زیر کوهپایه تداعی می کند.                                                                                                                                                                                                       یکی از قبرستان ها به نام "شهدا" در نزدیکی آن قرار دارد که زیر زیارتگاه آن بشدت حفاری شده و هر چه بوده و نبوده به یغما رفته است. چند صدمتر دورتر قبرستان دیگری وجود دارد که "لا شهیدان "نام دارد و به گویش محلی به آن "لاشیدون "(lasheeidoon)گفته می شود که همه قبرهای آن مورد کاوش سوداگران اشیاء عتیقه قرار گرفته و چیزی در قبرها یافت نمی شود.

با توجه به وجود قبرستان که معلوم است آرمیدگان آن کشته شده اند که نام شهید و یا لا شهید بر آن نهاده اند به نظر می رسد در این محل میان سپاهیان ساسانی مستقر در قلعه گبری و لشگریان اعراب جنگی خونین رخ داده است که عده زیادی از دو طرف کشته شده اند و سربازان کشته شده ساسانی در شمال و سربازان عرب در جنوب قلعه نظامی به خاک سپرده شده اند. از آن جایی که پس از آن اعراب مسلمان حاکمیت را در آن منطقه به دست گرفته اند  قبرستان اعراب با عنوان "شهیدان" نام گرفته است و بنایی نیز در کنار قبرستان شهیدان ساخته شده که به نظر می رسد مقبره یکی از کشته شدگان در جنگ باشد که جایگاه معنوی ویژه ای میان سربازان اعراب داشته است.

   به هر حال شهدا و لاشیدون، نام های آشنایی در این منطقه هستند و نکته جالب در نامگذاری قلعه و قبرستان سربازان ساسانی این است که قلعه به قلعه گبری مشهور است اما قبرستان را قبرستان گبرها  نگفته اند و این نکته نشان دهنده وجود دو نگرش به کشته شدگان در جنگ و همچنین احترامی است که برای سربازان کشته شده ساسانی در نامگذاری قایل شده اند که دلیل آن احتمالاً ضرورت و احترامی بوده است که حکام محلی و اهالی منطقه برای سربازان ساسانی قایل بوده اند.

 میدانی را ترک می کنم که دیگر از آن صدای چکاچک شمشیرها به گوش نمی رسد.زیرا سالهاست که  سربازان یزدگرد سوم وسربازان عمر در دامنه کوهی که قلعه گبری بر بالای آن قرار دارد در کنار هم خفته اند.

امروز که نگاه می کنیم کسی قبر سربازان عرب را نکاوید، اما همه قبرهای جنگجویان ساسانی که با زره و ساز و برگ دفن شده بودند، در نوردیده شده شده است .افسوس آنها تاریخ را غارت کردند.

 http://www.abadehe.blogfa.com/

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 20:18  توسط خودم  | 

موقعيت جغرافيائي و اقليمي شهرستان اباده :

شهرستان اباده در 270 كيلومتري شمال مركز استان فارس قرار دارد. با جمعيت 91120 نفر و در منطقه سردسيري واقع شده است . متوسط بارندگي سالانه 144 ميليمتر و حداقل نسبي درجه حرارت17- درجه سانتيگراد و حداكثر 4/39 درجه سانتيگراد مي باشد.

وسعت شهر ستان اباده 6000 كيلو متر مربع است ،كه 150000هكتار اراضي مستعد كشاورزي دارد .

منا بع اب : 486 حلقه  چاه عميق و نيمه عميق ،2 رشته رودخانه ،122قنات دارد .

سطح زير كشت محصولات باغي 4260 هكتار و سطح زير كشت محصولات زراعي 15289 هكتار مي باشد.

توليد محصولات زراعي 165/117 تن به ارزش ناخالص 000/540/112و محصولات باغي 18941تن به ارزش ناخالص 500/898/34 مي باشد .

در شهرستان 60 گلخانه خيارسبز و گوجه فرنگي،1 گلخانه رز زينتي ، 2 كارگاه توليد قارچ خوراكي صدفي، 1 كارگاه فراوري گياهان داروئي موجود مي باشد .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 0:7  توسط خودم  | 
پتانسيل هاي معدني و نقش آن در توسعه اقتصادي اجتماعي: نمونه شهرستان آباده

خلاصه

ذخاير معدني يكي از مهمترين عوامل شكوفايي منطقه اي محسوب مي شوند. اين منابع مشروط بر اينكه به نحو مطلوب در يك پروسه فر آوري قرار گرفته و ارتباط زماني و مكاني لازم را با مناطق و كليه گروههاي انساني بر قرار سازند قادر خواهند بود زير ساختهاي امر توسعه در يك روند پايدار  را فراهم آورده و اثرات  خود را سريعا به ساير بخشها ي اقتصادي وبويژه صنعت منتقل سازند. صرف نظر از جايگاه ممتاز ذخاير نفت و گاز در ارزشهاي اقتصادي ايران ؛باز نگري تاريخ زمين شناسي ايران نشان مي دهد كه بسياري از پيش فرضهاي لازم جهت تشكيل كانسارهاي بزرگ فلزي وغير فلزي از جمله  ذخاير عظيم سنگهاي ساختماني ؛خاكهاي صنعتي ؛ سرب؛روي؛ مس و غيره در اين سرزمين فراهم بوده است.شهرستان آباده به عنوان يكي از مناطق ممتاز معدني ايران از لحاظ ذخاير خاكهاي نسوز و سنگهاي ساختماني در تحقيق اخير به صو رت موردي مطالعه شده و تحولات زمين شناسي بويژه در دو رانهاي دونين و اليگو ميوسن نقش عمده اي را در شكل يابي پتانسيل هاي معدني شامل خاكهاي صنعتي و سنگهاي ساختماني  منطقه بر عهده داشته است.عليرغم استعدادهاي نامناسب بهره برداري در بخش كشاورزي بويژه از لحاظ منابع آب و خاك توانهاي معدني استعداد كافي را از جهت رشد و شكوفايي اقتصاد منطقه دارا مي باشد.باز نگري در بنيادهاي تاريخي منطقه نشان مي دهد كه در گذشته عليرغم عدم وجود تكنولوژي و دانش گسترده بهره برداري ارتباطات  مناسبي بين انسان و منابع زمين بوجود آمده كه حاصل آن ظهور صنايع محلي به صورت كوزه گري و آجر پزي بوده است.ردپاي صنايع اخير را حتي  تا دوره قبل از اسلام  در ماندگاههاي باستاني منطقه به صورت با قيمانده هاي گسترده اي از سفال  در نقاطي كه تحت عنوان قلعه گبري از آنها ياد  مي شود مي توان رديابي كرد.

پي گيري پيشينه  منطقه نشان مي دهد كه در يك گذار تاريخي عليرغم اكتشاف منابع جديد معدني و بويژه بز رگترين ذخاير نسوز ايران ؛ارتباط  بين حد اكثر جامعه انساني و ذخاير معدني صورت نگرفته و در مرحله اي كه مي بايست پتانسيلهاي معدني بتواندمسير هاي اقتصادي مهاجرتها ي روستايي را تحت كنترل خود در آورده و در نهايت اثرات خود را به كل مجموعه اقتصادي شهرستان منتقل نمايد به دلايل متعددي ذخاير معدني نتوانسته ارتباط خود را با مدنيت مو جود  سامان دهي كند  حاصل اين فرايند بروز يك شهر خدماتي با حداكثر مشكلات مر بوط به اينگونه مناطق است. تلاش اخير به منظور كشف روابط علت و معلولي بين توانهاي محيطي شهرستان آباده در بخش معادن و نيروي انساني موجود در منطقه به منظور يافتن راه حلي جهت خروج از بحران اقتصادي اجتماعي حال حاضر  از طريق باز نگري در فرهنگ توليد و فناوري؛ ايجاد صنايع كارخانه اي ؛توسعه شبكه بازاريابي و در نهايت هدايت منطقه آباده به سمت يك قطب صنايع نسوز است.

واژگان كليدي: آباده؛پتانسيلهاي معدني؛خاك نسوز؛ مرمريت؛تراورتن؛سراميك؛چيني

 

 

1-

مقدمه:

 


به عقيده ماينت[1](1)منابع توسعه نيافته(2)درپيوندبامردم عقب افتاده(3)يكي ازدلايل توسعه نيافتگي

اقتصادي محسوب مي شود(زنتس بي تا48)درواقع اصطلاح منابع توسعه نيافته به معناي استفاده

غيركافي ازمنابع مستعدياتخصيص نامطلوب منابعي معين درميان كاربردهاي مختلف وبه عبارتي

استفاده ناقص ازمنابع طبيعي مي باشدكه گاه به فراواني موجودهستند.باتعريف اخيرذخايرمعدني به عنوان يكي ازمهمترين منابع تجديدناپذيردرصورتي كه بدرستي موردبهره برداري قرارنگيرندنه تنها

عامل توسعه به شمار نمي روندبلكه مي توانندبه عنوان مانعي جهت توسعه نسلهايي باشندكه دردوره هاي زماني ‌‌آينده براي ايجادپايه هاي توسعه شديداً به آنهانيازمندخواهندبودوبه همين دلايل است كه

درتعاريف برنامه ريزي داشتن يك خط مشي كلّي موردلحاظ قرارگرفته وديدن دورنماي توسعه كه اصطلاحاًبه آن برنامه ريزي ‍‌استراتژيك مي گويندازاهم نكات به شمارمي رود(آسايش1375ص

10)رشدسريع اطلاعات،گسترش فناوري،گرايش به سمت جهاني شدن(4)وافزايش سرعت انتقال اطلاعات قطعاًزمينه رابراي بهره برداري بهينه ازمنابع درآينده فراهم خواهدآوردودرنتيجه اين انتظار

وجودداردكه باحذف موانع توسعه درآينده مناطق بتوانندبه صورت تخصصي عمل  كردوهرمنطقه بتوانددرزمينه توليدات خودرادرسطح جهاني عرضه كند.ازسوي ديگرباگسترش تئوري جهاني

شدن كشورهاي درحال توسعه اين امكان راخواهندداشت كه باوجودمنابع گسترده طبيعي

ونيروي كارارزان جاي پايي درنظام توسعه دهكده جهاني براي خودبازكنند(ضرابي،سلسله درسها1383).بدينسان با در نظر گرفتن روندهاي توسعه جهاني درآينده برنامه ريزي خردمندانه جهت بهره برداري بهينه ازمنابع طبيعي به نحوي كه تمامي سطوح جامعه راهم درقالبهاي اجتماعي

(اقشارمردم)وهم درابعادزماني(حال وآينده)دربرداشته باشدامري ضروري برشمرده مي شود.

طرح مساله و هدف از تحقيق:

مطالعات مربوط به شناسائي ظرفيتهاي بالفعل وبالقوه معدني معمولاًدرقلمروكار زمين شناسان

اقتصادي قرار مي گيرد ليكن برقراري ارتباط بين توانهاي معدني و رفتارهاي انساني است مقوله

مهمي است كه بنابر ماهيت جامع نگر علم جغرافيا مي بايستي در فهرست كاري جغرافيدانان قرار گيرد.بنابراين با تكيه بر چنين ديدگاهي هدف از مطالعه اخير شناسايي استعدادهاي معدني



 

1- h.myint

2- under developed Resources

(Back ward people)3-

 4-Globalization

 

.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 0:2  توسط خودم  | 

اینم یه سری از کلمات در زبان مردم آباده امیدوارم مقبول جوانان پژوهشگر شهرمون قرار بگیره ۱


یراق: روبان دور لباس

ماسندون: صندوق

ها: بله

هابله: بله

هیار: مراقب

پر پیچ: هذیان

هر: خشن بافت

تیرسیم: تیرچوبی برق

هرفت: زیاد

هره: هزاره ایوان

هژده: هیجده

هشت: هشتی، راهرو

هگمه زده: مات، متحیر

هله: هلهله

هم ریش: باجناق

هماریس: جاری، هم عروس

همساده: همسایه

همونه: همیان

هندسون: هندوستان

هنی: هنوز

وادار: نگه دار

وارت افتادن: ولو شدن

واز: باز

وخی: برخیز

وخیزیک: برخیزید

ورجیک: پریدن

ورنخی: برنخیز

ناحقو: ناتنی

ناشتوئی: ناشتائی

ناقولا: رند

نخاشی: ویار

نخته: نقطه

نخشه: نقشه

نخوچی بیریز: نخودچی فروش، نخود چی درست کن

نروک: نازا

نضم: مه، مه آلود

نسدیک: نگرفتید

نعنی: گهواره

ناقاره: نقاره

نکره: نره غول

نمک داره: چشم نخورد

ننه: مادر

ممو: مادر

نوت: اسکناس

نوت: اسکناس

نونزده: نوزده

نون کور: خسیس

میزون: میزان

نیشت: نیش

نی: نیست

ماتل: معطل

مالمالچوک: سوسمار

متفجی: مواظبت

مچد: مسجد

مداخل: درآمد

مدبغ: مطبخ

مژگون: مژگان

مشک: موش

مشک: مشک، عطر

مشکوک: ان دماغ

معجومه: سینی

مفتکی: مجانی، رایگان

مک: ثابت

مگس: زنبور عسل

بنج: زنبور

ملغ: ملخ

ملیل: ولرم

موروک: مورچه

میزون: اندازه

میک" مکیدن: مک زدن

مویی: ماهی

می: مگر
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 0:0  توسط خودم  | 

حفظ حقوق شهروندی  و افزايش امنيت انسانى

زهرا عبدی

ویرایش:رهام

اشاره: امنيت و ميزان آن براي تمام نظام هاي سياسي و شهروندان صرف نظر از سطح توسعه اقتصادي، اجتماعي و نوع ايدئولوژی، از مهمترين و با اولويت ترين مسايل به شمار مي آيد. مقوله امنيت به مثابه يك آرمان و واقعيت به عنوان يكي از حقوق اساسي مردم مطرح است و در نهايت برآيند مجموعه اي از تعامل ها، تعاون و سازگاري بین اجزاي مختلف نظام اجتماعي است.

 

بي ترديد هيج عنصري براي پيشرفت، توسعه و تكامل يك جامعه و همچنين شکوفايي استعدادها مهمتر از عنصر امنيت و تأمين آرامش در جامعه نبوده و توسعه اجتماعي، خلاقيت و فعاليت ارزشمند بدون امنيت امكان يذير نخواهد بود. به طور اصولي انسان برای رسيدن به اهداف والاي انساني بعد از برآوردن نيازهاي فيزيولوژيکي نياز به وجود امنيت و احساس امنيت داردو در اين ميان مهم تر از امنيت، موضوع احساس امنيت است. برخى از كارشناسان احساس امنيت را در يك جامعه، مهمتر از وجود امنيت در آن مي دانند. زيرا ممکن است در جامعه اي امنيت از لحاظ انتظامي و پليس وجود داشته باشد، اما فرد احساس امنيت نکند. به عبارت ديگر، موضوع امنيت از فرد شروع و به خانواده، جامعه و در نهايت نظام بين المللي ختم مي شود. تأمين و احساس امنيت فردى در درجه اول به فرد بازمي گردد و فرد ممكن است به دو دليل احساس

نا امنى كند، يكى به دليل عدم تربيت صحيح در خانواده كه احساس و پايه شكل گيرى شخصيت وى بوده و ديگرى ممكن است به خاطر موقعيت و وضعيت حاكم بر يک جامعه باشد و فرد به خاطر وجود برخى از عوامل مخل امنيت در يک جامعه احساس نا امنى كند. امروزه امنيت انساني از واژه هايي است كه مكرر مورد استفاده نهادهای سازمان ملل، نهادهاي كمك رسان به توسعه ملي و سازمان هاي غيردولتي ملي و بين المللي قرار مي گيرد. برنامه توسعه سازمان ملل (undp (يكي از پیشگامان اين موضوع بوده و معتقد است كه مفهوم امنيت از تأكيد انحصاري بر امنيت ملى، بايد به سمت تأكيدی فزاينده تر بر امنيت مردم تغيير پيدا كند. يعني از امنيت به وسیله تسليحات به سمت امنيت از طريق توسعه انساني و از امنيت قلمرو مرز به امنيت غذا و كار و محيط زيست تغيير پيدا كند. گذشت آن زماني كه از مفهوم امنيت، درگيري بين كشورها و تهدید مرزها تداعي مي شد و مردم برای، تأمين امنيت به دنبال سلاح بودند. براي اكثر مردم، امروزه احساس نا امني بيشتر از زندگي روزمره ناشي مي شود تا از وقايع نابهنگام جهاني.

امنيت شغلي، امنيت درآمد، بهداشت و سلامت، امنيت محيط زيست و امنیت در برابر خشونت، جنايت و... اينها نگراني هايى در حال ظهور براي امنيت انسان در تمام نقاط جهان است.

 

مفهوم امنيت

امنيت(security (در فرهنگ فارسي به معناي، آزادي، آرامش، فقدان ترس و عدم هجوم ديگران آمده است. در فرهنگ علوم رفتاري نيز دو معنا از اين واژه ارايه شده است، يك حالتي كه در آن ارضاي احتياجات و خواسته هاي شخصي انجام مي شود و دوم احساس ارزش شخصى، اطمينان خاطر، اعتماد به نفس و پذيرشي كه در نهايت از سوي طبقه هاي اجتماعى نسبت به فرد اعمال مى شود.

"مونتسكيو" نيز درباره صلح و امنيت عقيده دارد، چون امنيت نتيجه صلح و صلح اولين قانون طبيعت است، بنابر اين بزرگ ترين اصول در حکومت، ايجاد امنيت است و مقصود از امنيت تنها حفظ حيات نيست بلکه تأمين آزادي است.

آنچه مهم بوده اين است كه مفهوم امنيت به تدريج و با توسعه تمدن بشری تحول يافته است؟ به گونه اي كه امنيت ديگر معادل تهديدهاي مرزي نيست، بلكه ابعاد تازه ای به خود گرفته است. امنيت به مفهوم امروزي را مى توان در توسعه سراغ گرفت نه در اسلحه؟ زيرا شمول آن در نهايت ضمانت هاي اجرايي خاص خود را طلب مي كند كه اسلحه و قواي قهريه ازجمله آنها است نه تمام آنها. وقتي در مورد امنيت اجتماعي و اجتماع صحبت مي شود خود به خود انسان در نظر مي آيد، انسان هايي كه اجتماع را شكل داده و اين اجتماع دارای قوانين و مقرراتي است كه رعايت آن قوانين و مقررات يكي از نيازهاي اساسي انسان يعني امنيت رواني انسانها را تأمين مي كند.

 

سطوح و ابعاد امنيت انسانى

امنيت انساني در هر كشور به طور هم زمان در پنج سطح تهديدات فردی، محلي، ملي، منطقه ای و جهاني تقسم مي شود. هر يك از سطوح نه تنها مشلات و مسايل مربوط به خود را دارد، بله با مشکلات سطوح ديگر نيز مرتبط است. بنابر اين بهبود و افزايش امنيت انسانى در يك سطح بر سطوح ديگر نيز اثر مثبت دارد، همچنان كه تهديد امنيت انساني در يك سطح، ساير سطوح را نيز تهديد خواهد كرد. براي مثال تهديد امنيت فردی و كاهش قدرت و اختيار افراد در مشاركت در سطح ملي اثرگذار خواهد بود. همينين سیاست هاي ملي محقق نخواهد شد، مگر آنه در سطح ملي همكاري و مساعدت لازم صورت گيرد.

همچنين امنيت انساني از دو جزء مهم رهايي از ترس و رهايي از نياز تشكيل شده است. اين دو ركن، امنيت انساني را در ابعاد امنیت اقتصادی، محيط زيست، سياسي، غذايي، فردي، بهداشتي و امنيت ارتباطات گسترش مي دهد.

 

توانمندی شهروندان در مقابل خطرها

در ماده 95 فصل هشتم برنامه جهارم توسعه با موضوع ارتقای امنیت انساني و عدالت اجتماعي، دولت مکلف شده است، به منظور استقرار عدالت و ثبات اجتماعي، كاهش نابرابري هاي اجتماعي و اقتصادي، كاهش فاصله دهك هاي درآمدي و توزيع عادلانه در آمد در كشور و نيز كاهش فقر و محروميت و توانمندسازی فقرا، از طريق تخصيص كارآمد و هدفمند منابع تأمين اجتماعي و يارانه يرداختي، برنامه هاي جامع فقرزدايي يا عدالت اجتماعي را تهيه كند.

قدير نصيري در مقاله جامعه شناسي امنيت ملي (فصلنامه مطالعات راهبردي) آورده است كه امنيت انساني عبارت است از توانمندي شهروندان (بدون توجه به خاستگاه متمايز كننده آنها) براي تأمين سلامت خود در مقابل مخاطرات ناشي از اعمال حاكميت دولت ها و سوانح طبيعي، تأمين امنيت جامعه شهروندان در مقابل تهديدها دو وجه دارد؟ وجهي از آن به تهديدهاى عيني مانند گرسنگی و اعتياد مربوط مي شود كه سلامت، شخصيت، موفقيت و تعالي آنها را هدف گرفته است، اما وجه مهمتر تهديد امنيت انساني، سلطه اي است كه به صورت تاريخي، سرزميني و گفتماني مانع از بالندگي و خودابرازی شهروندان مى باشد. همينين تعاريف متعارف از تهديد عليه امنيت انسانى بدون توجه به وجه اخير در ثش مورد خلاصه شده كه عبارت اند از: رشد بى رويه جمعيت، آلودكي محيط زيست، تروريسم بين المللي، استفاده از گسترده از مواد مخدر، تبعيضى در توزيع فرصت هاي، اقتصادي، و فرهنگي، تنگناها و بحران هاي ناشي از مهاجرت.و همجنين ابعاد و شاخص هايي را براي موضوع امنيت انساني در نظر مي گیرد كه از جمله آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد: ابعاد اقتصادي امنيت انساني كه در آن، موادي نظير اشتغال يا بيکاري دراز مدت، سرانه مصرف و تعداد افراد زيرخط فقر، نوع و میزان يارانه دولتى دخيل است. بعد بهداشتي و تغذيه ای امنيت انساني كه در آن دسترسي افراد جامعه به خدمات بهداشتي آسان، مطمئن و ارزان، هزينه بهداشتي شهروندان، تعداد گروه هاي آسيب پذير و ميزان آسيب پذیری آنها، دلايل و ميزان مرگ و مير در كشور، كیفيت، تعداد و نوع واكسن تزريقي به افراد جامعه از جمله شاخص  هاو مسايل كليدی هستند كه در سنجش بعد بهداشتي امنیت انساني مورد توجه قرار مي گيرند. ابعاد زيست محيطي امنيت انسانى نيز يكى ديگر از اين موارد است كه در آن رعايت حقوق زيست محيطى نسل حاضر و نسل هاي آتى از سوي صاحبان صنعت و دولت نيز از جمله مؤلفه هاي كلیدي توسعه پايدار شناخته شده است كه مي تواند رضايت، اعتماد و اميدمردم نسبت به سياست هاي متداول را تحت الشعاع قرار دهد. شاخص هاي سنجش ابعاد زيست محيطي امنيت انساني عبارت اند از: جايگاه مواد خام در رشد اقتصادي و شيوه استفاده از مواد داخلي، اثرهای آلودكي های شيميايي و خاک و آب كشاورزی و شرب، نسبت به جمعيت شهري به روستايي، تعداد زلزله هاي به وقوع ييوسته طي 25 سال اخير و...

در بعد آموزشي امنيت انساني نيز مؤلفه هايي مانند ميزان سواد و توزيع باسوادان و اهل فن در جامعه، كارآمدي نظام آموزشي و تناسب آن با نيازهاي ملي- محلي، ميزان سرمايه گذاري براي رفاه حال معلمان، شيوه های يادگيري و تعليمات، هزينه هر خانواده براي آموزش، تعداد مدارس و نسبت دانش آموز به معلم و... براي سنبش وجه آموزشي امنيت انساني به كار گرفته مي شوند.

امنيت رواني

امنيت رواني، زير مجموعه مقوله اي وسيع تر يعني امنيت جامع انساني، محسوب مي شود كه در برگيرنده حقوق و امنيت فردي، مالي، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي است.

دكتر نعمت بابايي، متخصص بهداشت محيط و استاد دانشگاه، امنيت جامعه انساني را داراي دو بعد حداقلي (كفاف) كه در آن آحاد جامعه قادر به تأمين و تضمين معيشت و بقا و امنيت خود هستند و بعد ارتقايي (رفاه) كه در آن مردم قادر هستند از احساس مثبت و آسايش در زندگي مادي و امنيت رواني- اجتمايی برخوردار باشند، مي داند و مي گويد: وجود يا نبود امنيت روانى در جامعه، معلول عوامل كلان، ميانه و خرد در سطح جامعه است. در سطح كلان، امنيت روانى هنگامى حاصل مي شود كه تمام شهروندان درجاتي از بهبود اجتماعي را تجربه كنند و حقوقي قومي، عقيدتي و فرهنگي آنها تضمين شده باشد و تأمين، حمايت اجتماعي، دسترسي به خدمات آموزشي، رفاهي، مشاركت اجتماعي و حقوق شهروندي كامل براي همه اعضای جامعه در فضاي خالي از تبعيض قابل حصول باشد.

وی با اشاره به حقوق اجتماعي به عنوان يکي از حقوق شهروندي در جامعه مي افزايد: حق طبيعي هر فرد براي بهره مند شدن از حداقل استاندارد رفاه اقتصادي و امنيت، حقوق اجتماعي يا خدمات رفاهي است كه شامل دسترسي به تسهيلات بهداشتي و درماني، تأمين اجتماعي، حقوق ايام بيكاري و تعيين دستمزد است.

 

حفظ حقوق شهروندان

عدم امنيت يديده اي خارج از مرزهای ملي يا جوامع نيست، بلكه عوامل ايجاد احساس عدم امنيت را بايد در درون جوامع و در ساز و كار نظام هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جستجو كرد. بنابراين هر عاملي كه امنيت اقتصادی، بهداشتى، زيست محيطي، سياسى، غذايى، فردي و ارتباطى شهروندان را تهديد كند، مى تواند زمينه ساز مسايل و مشکلاتي باشد كه پس از آن، امنيت ملي را در معرض مخاطره قرار مي دهد. از اين رو، افزايش امنيت از طريق حفظ حقوق شهروندان و تأمين حداقل نيازهاي اساسي آنها، تنها راه حفظ انسجام ملي براي، مقابله با تهديدهاي خارجي يا حتي ييشگيري از اين تهديدهاست.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 23:57  توسط خودم  | 

لاشیدون

استان فارس، سرزمین غریبی است و بی گمان مام ایران. این خطه بیشتر با نام تخت جمشید و پاسارگاد و به طورکلی هخامنشیان عجین شده است در حالی که این استان آثار بی شمار باستانی مربوط به دوره های مختلف تاریخی را در دل خود حفظ کرده است.

علاوه بر بناهای تمدنی دوران زند و قاجار که شیراز را به شهر فاخری در زمینه میراث فرهنگی تبدیل کرده است می توان به آثار برجای مانده در شهرهایی چون اقلید،آباده و سورمق و... اشاره کرد که با آثار یگانه ای از دوران ساسانیان، جایگاه ویژه خود را می طلبد.

معلوم نیست چرا دوران ساسانیان در تاریخ ایران بعداز انقلاب مورد غفلت های فراوانی قرار گرفته است در حالی که این دوران بعد از هخامنشیان اوج دوران تمدنی ایران به شمار می رود.

نوروز امسال فرصتی شد تا از "سورمق" که به نام باستانی "سرمق" نیز شناخته شده است  بازدیدی داشته باشیم. این شهر که در 250 کیلومتری شمال شیراز واقع شده آثاری از دوره ساسانیان را در خود جای داده است.

سورمق در همسایگی شهرهای آباده، اقلید، ابرکو یا ابرقو و خرم بید قرار دارد و غالب این شهرها در دوران باستان سکونتگاه زرتشتیان بوده است.

در شمال سورمق و بالاتر از روستاهای باقرآباد و دشت بیضا در بالای کوهی که در دوران ساسانیان موقعیتی استراتژیک داشته است بقایای قلعه ای نظامی به نام قلعه گبری به چشم می خورد که در اثر غارت باد و باران و جویندگان گنج در معرض نابودی کامل قرار دارد.

در دامنه همین کوه دو قبرستان و یک زیارتگاه وجود دارد که بر اساس نام و شواهدی که از آن پیداست قصه جنگی خونین را در دشت سبز زیر کوهپایه تداعی می کند.                                                                                                                                                                                                       یکی از قبرستان ها به نام "شهدا" در نزدیکی آن قرار دارد که زیر زیارتگاه آن بشدت حفاری شده و هر چه بوده و نبوده به یغما رفته است. چند صدمتر دورتر قبرستان دیگری وجود دارد که "لا شهیدان "نام دارد و به گویش محلی به آن "لاشیدون "(lasheeidoon)گفته می شود که همه قبرهای آن مورد کاوش سوداگران اشیاء عتیقه قرار گرفته و چیزی در قبرها یافت نمی شود.

با توجه به وجود قبرستان که معلوم است آرمیدگان آن کشته شده اند که نام شهید و یا لا شهید بر آن نهاده اند به نظر می رسد در این محل میان سپاهیان ساسانی مستقر در قلعه گبری و لشگریان اعراب جنگی خونین رخ داده است که عده زیادی از دو طرف کشته شده اند و سربازان کشته شده ساسانی در شمال و سربازان عرب در جنوب قلعه نظامی به خاک سپرده شده اند. از آن جایی که پس از آن اعراب مسلمان حاکمیت را در آن منطقه به دست گرفته اند  قبرستان اعراب با عنوان "شهیدان" نام گرفته است و بنایی نیز در کنار قبرستان شهیدان ساخته شده که به نظر می رسد مقبره یکی از کشته شدگان در جنگ باشد که جایگاه معنوی ویژه ای میان سربازان اعراب داشته است.

   به هر حال شهدا و لاشیدون، نام های آشنایی در این منطقه هستند و نکته جالب در نامگذاری قلعه و قبرستان سربازان ساسانی این است که قلعه به قلعه گبری مشهور است اما قبرستان را قبرستان گبرها  نگفته اند و این نکته نشان دهنده وجود دو نگرش به کشته شدگان در جنگ و همچنین احترامی است که برای سربازان کشته شده ساسانی در نامگذاری قایل شده اند که دلیل آن احتمالاً ضرورت و احترامی بوده است که حکام محلی و اهالی منطقه برای سربازان ساسانی قایل بوده اند.

 میدانی را ترک می کنم که دیگر از آن صدای چکاچک شمشیرها به گوش نمی رسد.زیرا سالهاست که  سربازان یزدگرد سوم وسربازان عمر در دامنه کوهی که قلعه گبری بر بالای آن قرار دارد در کنار هم خفته اند.

امروز که نگاه می کنیم کسی قبر سربازان عرب را نکاوید، اما همه قبرهای جنگجویان ساسانی که با زره و ساز و برگ دفن شده بودند، در نوردیده شده شده است .افسوس آنها تاریخ را غارت کردند.

webghalam.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 23:56  توسط خودم  |